حج و عمره و عتبات Hajj Omreh Atabat
اعمال و فضیلت های حج و عمره و عتبات عالیات
لینک های مفید
دين ما توحيدي است و حج يکي از بهترين اعمال توحيدي براي مسلمانان است. در حقيقت انسان مومن به مکه مي رود تا توحيد و فاني شدن در اراده خداوند را تمرين کند و با خداوند عهد ببندد که بعد از بازگشت در مسير رضاي او حرکت کند. براي تقرب سعي کنيد توبه کنيد و تصميم بگيريد براي رضاي خدا و به سوي خدا نيت و عمل خود را براي خدايي شدن خالص کنيد و عهد کنيد در بازگشت در خط خدا بمانيد و سالک کوي محبوب شويد. حقيقت عبادت و حج رسيدن به چنين تصميمي است. روح حج و عبادت ابراز عبوديت و بندگي براي تقرب به خدا و ايجاد وحدت با اراده و خواست خداوند است.

از طرفي نيز سفر معنوي حج, از جهاتي شبيه سفر مرگ و ورود بر بساط قرب خداوند است. در آوردن لباس معمول و پوشيدن دو قطعه ساده لباس سفيد و دور کردن زيور ها و تعلقات و دلبستگي و جدا شدن از خانواده و فاميل و همه عزيزان, يادآور سفر مرگ و لقاء الله است. در واقع قطع اميد از بازگشت به معناي قطع رابطه با دلبستگي ها و وابستگي ها و اموري است که انسان را اسير و گرفتار خود مي سازد و بال پرواز و عروج معنوي و روحي او را مي شکند.
سفرحج, مبازره با روز مرگي و بيرون آمدن از لاک عادت ها و خودبيني و خودپرستي است. اگر سفر روحاني حج را با قطع اميد به بازگشت آغاز نمائيم, ديگر دل مشغولي و نگراني نسبت به آنچه ترک کرده ايم و در وطن و خانه و محل کار جا گذاشته براي ما به وجود نمي آيد و همه توجه ما به حج و اعمال آن و اسرار آن است.
نگاه ما در حج بايد رو به جلو باشد، نه رو به عقب و پشت سر. بنابراين چيزي از امور مادي و مسائل معمولي زندگي, فکر و ذهن ما را آشفته نمي سازد و همه وجود ما يا حق و توجه به حضور او در همه صحنه ها و اماکن و مشاهد شريف حج و مناسک آن برگردد.
هدف، قطع وابستگي به دنيا و کم کردن تعلقات و تقويت ياد خدا و توجه به اوست و عبادتي مانند حج و عمره به بهترين و عالي ترين وجه، تامين کننده اين هدف است.

بالاترين لذت و کمال، در بريدن از غير خداوند و توجه کامل به او است. موضوعي که آرزوي اولياي الهي و بندگان خاص خداوند است. چنانچه امير مومنان علي (عليه السلام) و فرزندان گرامي او در مناجات شعبانيه اين آرزو را چنين ابراز کرده و بر زبان آورده اند: «الهي هب لي کمال الانقطاع اليک؛ خداي من نهايت بريدن از غير خود و پيوستن به خودت را روزي ام کن».
بريدن از غير خداوند و پيوستن به او داراي مراتب بسياري است و مرتبه کامل آن، از آن معصومين (عليهم السلام) به ويژه محمد و آل محمد (عليهم السلام) مي باشد و سفر حج، زمينه ساز چنين گسستن و چنان پيوستني است.
اولين گام در آمادگي براي انجام هر کار و عملي، شناخت آن عمل و آگاهي از محتوا و ارزش و اهميت آن است . انسان بدون اين شناخت هر چند به طور اجمال و سر بسته نمي تواند به درستي و به صورت کامل خود را براي انجام آن مهيا سازد. به منظور ايجاد آمادگي روحي و معنوي براي سفر روحاني و نوراني عمره و حج بايد در اولين گام با محتواي اين عبادت بزرگ و اسرار و حکمت ها وآثار و برکات ماندگار و عميق آن آشنا شد.

همه برنامه‏ ها و اعمال دين به ويژه عبادات، هديه‏ اى از طرف خداوند و ره‏آوردى از ديار وحى و ملكوت است. هر عبادتى، ظاهرى دارد كه انسان با جسم و قالب خود به آن مى‏رسد و باطن و سرّى دارد كه تنها جان‏هاى مشتاق و قلب‏هاى آكنده از محبت خداوند و بريده از غير او، آن را درمى‏يابند. بهره‏مندى كامل از هر عبادت و رسيدن به عمق و مغز آن، در گرو آگاهى از اسرار آن و تحقّق بخشيدن به آن است.
بخش مهم تزكيه نفوس در پرتو آشنايى با اسرار عبادت و دستورهاى دينى حاصل مى‏گردد و در اين ميان، حج و عمره ويژگى هايى دارند كه پى بردن به راز و رمز آنها را دشوار ساخته است. به همين خاطر، «تعبّد» در اين عبادت، بيش از ساير اعمال و برنامه‏ هاى دينى است. رسول خدا (صلى الله عليه و آله) هنگام لبيك گفتن به خدا عرض كرد: «لبيك بحجّة حقّاً، تعبّداً و رقّاً؛ خدايا من با بندگى و عبوديت لبيك مى‏گويم و اعمال حج را انجام مى‏دهم».
دوست عزيز!
براى اينكه بهتر به اسرار حج پى ببريم، بايد سيره كسانى را كه حج راستين انجام داده‏اند، يعنى پيشوايان معصوم (عليهم السلام) را بياموزيم. آنان هم با آداب حج آشنا بودند، هم سنت‏ها و مستحبات حج را رعايت مى‏كردند و هم فرايض و واجبات آن را به جا مى‏آوردند و در كنار اين حكم‏ها و اعمال ظاهرى، تكيه گاه تكوينى و اسرار اين احكام را هم در نظر داشتند.1
آشنايى با اسرارِ حج و عمره از زبان فرزند حرم، امام سجاد (عليه السلام)، از لطافت و ظرافت ويژه‏اى برخوردار است. همان روح ستايش گرى كه فرزند مكه و منا و زمزم و صفاست. او اهل اين خانه و محرم اين حرم است؛ پس از راز درون آن، بيش از هر كس ديگر آگاه است؛ «اهل البيت ادرى بما فى البيت؛ اهل خانه از آن‏چه در آن است، آگاه‏تر از ديگرانند».
امام سجاد (عليه السلام)، بعد از سفر حج، «شبلى» را ديد و به او فرمود: چه كردى؟2
عرض كرد: از حج برمى گردم.
امام‏ (عليه السلام) فرمود: آيا ميقات رفتى؟ آيا لباس دوخته را از تن بيرون آوردى و لباس دوخته نشده (لباس احرام) را در بر كردى؟ آيا غسل احرام انجام دادى؟
شبلى عرض كرد: آرى.
امام فرمود: آيا هنگام كندن لباس دوخته، قصد كردى كه از لباس گناه و عصيان بيرون آيى؟
عرض كرد: نه.
حضرت فرمود: وقتى لباس دوخته نشده احرام را بر تن كردى، آيا نيت كردى كه جامه طاعت در بر كنى؟
عرض كرد: خير.
امام پرسيد: وقتى غسل احرام انجام دادى، قصد كردى خود را از گناهان شست و شو كنى؟
عرض كرد: نه، من تنها لباس دوخته را از تن بيرون آوردم و لباس احرام را در بر كردم و غسل و نيت احرام كردم؛ آن گونه كه ديگران انجام مى‏دهند.
امام فرمود: پس تو احرام نبسته ‏اى؛ سپس فرمود: معناى بيرون آوردن لباس دوخته اين است كه «خدايا! من ديگر لباس گناه در بر نمى‏كنم و از هر گناه توبه كردم» و پوشيدن لباس دوخته نشده، بى رنگ، حلال و پاك احرام، به معناى «پوشيدن لباس طاعت» است.
معناى غسل كردن براى احرام اين است كه: «خدايا! من خود را از گناهانم شست و شو دادم و نه تنها ديگر گناه نمى‏كنم كه گناهان گذشته را نيز از خود دور كردم».
وقتى در ميقات تنظيف مى‏كنيد، يعنى خود را از نفاق و ريا تطهير مى‏كنيد. نظافت در ميقات، تنها پاك و طاهر كردن بدن نيست؛ بلكه نشانه و سمبلى از تطهير دل است.3
راز لبيك گفتن آن است كه: «خدايا! من پيمان مى‏بندم كه هر چه طاعت توست بر زبان جارى كنم و هر چه معصيت توست، زبانم را بر آن ببندم. عقد احرام سه جزء دارد؛ پوشيدن دو لباس يا پارچه دوخته نشده، قصد حج يا عمره و لبيك گفتن. با گفتن لبيك، احرام بسته مى‏شود و اين عقد احرام است.
حضرت سجاد مى‏فرمايد: راز عقد احرام اين است كه «خدايا! ارتباطم را از غير تو گسستم و تنهابه تو پيوستم» و سرّ ورود به حرم اين است كه: «خدايا! من غيبت، بدگويى و عيب جويى احدى از ملت اسلام را نكرده، اين كارها را بر خود تحريم مى‏كنم». سرّ طواف، «حق مدار و حق جو بودن و فاصله نگرفتن از مركزيت توحيد» است.
آن امام همام (عليه السلام) وقتى به اسم حجرالاسود و لمس و بوسيدن آن رسيد، فريادى زد كه نزديك بود،،، بى هوش شود و امام سجاد (عليه السلام) از شبلى پرسيد: مى‏دانى حجرالاسود چيست؟ حجر، يمين الله و دست خداست و معناى دست زدن به آن اين است كه: «خدايا! من تعهد مى‏كنم كه دست به گناه دراز نكنم».
امام‏ (عليه السلام) پرسيد: آيا معناى ايستادن در جايگاه و مقام ابراهيم و نماز گزاردن در آن مقام را مى‏دانى؟
شبلى گفت: ظاهرش را انجام داده‏ام؛ ولى نيت هايى را كه مى‏فرماييد نكردم.
امام (عليه السلام) فرمود: آيا وقتى در كنار مقام، دو ركعت نماز طواف گزاردى، قصد كردى كه ابراهيم گونه نماز بخوانى و بينى شيطان را به خاك بمالى؟
شبلى گفت: خير. اين سؤال به اين معناست كه آن كسى كه در حال نماز، حواسش جمع نيست و خضوع و خشوع ندارد، به جاى ابراهيم (عليه السلام) نايستاده است و اگر ابراهيم گونه نماز نخواند، بينى شيطان را به خاك نماليده است.
امام (عليه السلام) از شبلى پرسيد: آيا بين صفا و مروه، سعى كردى؟
شبلى گفت: آرى.
امام (عليه السلام) فرمود: مى‏دانى راز آمد و رفت بين اين دو كوه چيست؟ يعنى: «خدايا! من بين خوف و رجا وبيم و اميد به سر مى‏برم». «صفا» يادآور تصفيه و تهذيب روح و «مروه» يادآور مردانگى و مروت است.4
”تقصير” پالايش درون است؛ يعنى وقت آن است كه جمال خويش را در پاى آن جميل مطلق، قربانى كنى و تارهايى از مو يا قدرى از ناخن‏ها را به نيت او كوتاه كنى. غرور،كبر و نخوت، ديگر جايى براى ماندن در تو ندارد و بايد هر چه را غير اوست از خانه دل بيرون بريزى و دريچه دل را به سوى انوار معرفت و كمال بگشايى.5
”طواف نساء” يادآور مقام و منزلت زن است و بايد نخستين ساكن اين ديار پاك يعنى «هاجر» را تكريم كنى؛ چه مرد باشى و چه زن . زن، شايسته مقام مادرى است و بوسه بر پايش، بوسه بر دروازه‏هاى بهشت است و هفت مرتبه به نيت اين تجليل و تقدير، بايد كعبه را طواف كنى و در هر مرتبه چون به «حجر اسماعيل» مى‏رسى، تجلّى اين عظمت را به نظاره مى‏نشينى. زائران خانه خدا با طواف نساء و نماز آن، وفادارى خود را نسبت به حقوق همسر و خانواده ابراز مى‏دارند و اهميت آن را به ياد مى‏آورند.6
پرسشگر گرامي!
داشتن مراقبه و محاسبه پيش از سفر عمره و حلاليت طلبيدن از کساني که بر ذمه انسان حق و حقوقي دارند و اداي حقوق واجبي مانند حق الناس قبل از اين سفر روحاني و توبه و استغفار از گناهان و جرم ها و خطاها و درخواست توفيق از خداوند و توسل به اولياي الهي در انجام درست و کامل اين عبادت بزرگ و بهره مند شدن از برکات و انوار و آثار آن در دنيا و پس از مرگ و در عالم آخرت نقش بسزايي دارد که بايد اين امور مورد توجه و دقت قرار گيرد.
اميدواريم سفري پر خير و برکت و مملو از معنويت و روحانيت داشته باشيد.
---------
1- آيت الله جوادى آملى، صهباى صفا، ص 112
2 -ميرزا حسين نورى، مستدرك الوسائل، ج 10، ص 166 و آيت الله جوادى آملى، صهباى حج، ص 344
3- صهباى صفا، ص 40
4- همان، ص 51
5- نجف نجفى روحانى، عمره مفرده، ص 119
6- همان، ص 123


http://akhlagh.porsemani.ir/node/143

[ پنجشنبه هفتم شهریور 1392 ] [ 22:59 ] [ محمد باقر صداقت ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسم الله
خادم الحسين(عليه السلام)
.....
روحاني عتبات عاليات
محمد باقر صداقت
09177723686
بندر بوشهر
امکانات وب